عجب..برای اولین بار اومدم اینجا نمیدونم این اقاهه را دید بزنم یا این که نوشته هاتو شوک بزنم…
همچین یک دفعه شوکه شدم از کلمات که خداییش کم اوردم و ترجیح دادم همون جوری اقاهه را دید بزنم..
برم توی وبلاگت بچرخم ببینم چه خبره…
در ضمن..در مورد این لبخندها…اگر از این لبخندها نزنی کارت پیش نمیره…
شراره :
آبان ۵, ۱۳۸۵ @ ۹:۵۵ ب.ظ
بحث مردونس من نظری ندارم
امین :
آبان ۵, ۱۳۸۵ @ ۱۱:۲۱ ب.ظ
خاک تو سرت با این به روزکردنت ولی درستم هتا زیاد از این نه ممدو !!!
arash :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۱:۳۰ ق.ظ
منم خوشم نمیاد ولی به خوش اومدن منه مگه؟
Negin :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۲:۳۲ ق.ظ
che kar mishe kar vali??? age mishod bezanish khoob bood!!
افشین :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۲:۳۳ ق.ظ
وبلاگ … جی ای کارله ؟؟!
افشین :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۲:۳۵ ق.ظ
این متنه مال تو نبود !! عوضی اومد اینجا … جه وقتائی اینطوری لبخند میزنی ؟ :دی
آیدا :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۱۱:۴۹ ق.ظ
عجب..برای اولین بار اومدم اینجا نمیدونم این اقاهه را دید بزنم یا این که نوشته هاتو شوک بزنم…
همچین یک دفعه شوکه شدم از کلمات که خداییش کم اوردم و ترجیح دادم همون جوری اقاهه را دید بزنم..
برم توی وبلاگت بچرخم ببینم چه خبره…
در ضمن..در مورد این لبخندها…اگر از این لبخندها نزنی کارت پیش نمیره…
نرگس :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۱۲:۱۱ ب.ظ
اخه من چی بگم؟
Maryam :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۱:۴۰ ب.ظ
از چی دلت پره
شبهای بی تپش :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۴:۴۸ ب.ظ
نظرات من نمیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شبهای بی تپش :
آبان ۶, ۱۳۸۵ @ ۴:۴۹ ب.ظ
هااااااا اینجان که؟
وووی پناه بر خدا اینها چیه مینویسی ممد؟؟؟؟؟
آبجیت :
آبان ۷, ۱۳۸۵ @ ۱۰:۱۳ ق.ظ
چشمک
خوفیییییییییییییی؟
فدات
دوستت می دارم
خیلی خیلی
مودم ندارم
فدات ۲
هه هه
چیزه
من معنی اون فحشارو نئی دونم
پس بی خی (چشمک)
فرزانه :
آبان ۷, ۱۳۸۵ @ ۶:۳۵ ب.ظ
چی به سر تو داره میاد؟؟؟!!!
روز به روز به جای اینکه بزرگتر بشی عاقلتر بشی پسرفت می کنی
فرزانه دنیای فانی
آیدا :
آبان ۷, ۱۳۸۵ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ
تو چرا آپ نمیکنی؟
راستی ویدئوهاتو دیدم..چه اردوی باحالی..تو کدومی؟عینکیه فکر کنم..خوب صدا در می اوردیدها…هاهاها
آِیدا :
آبان ۸, ۱۳۸۵ @ ۱:۲۳ ق.ظ
من فکر کردم تو اونی
خدا رو شکر که نیستی..هاهاها
مهدی :
آبان ۸, ۱۳۸۵ @ ۷:۲۹ ق.ظ
ببینم سیرابی
مگه اینجا زن و بچه نمیاد. خجالت نمی کشی؟
بینم حالت تو اولیه هستی یا دومیه؟d:
نرگس :
آبان ۸, ۱۳۸۵ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ
لینک من که نبود…
گولم زدی؟
روزنوشتهای محمد گشمردی » Blog Archive » حالا + ارشیو گذشته :
تیر ۳۱, ۱۳۸۸ @ ۶:۰۶ ق.ظ
[...] هر روز هم به چنین ادمایی که بدم میاد اضاف میشن ارشیو گذشته : اه این قده بدم میاد وقتایی که باید مثل یک کثافت به همدیگه… [...]