« میوه امید »

معرفت

بعضی وقتا … بعضی جاها … بعضی ادما … بعضی حرفایی میزنن … که ادم به عمق بعضی چیزا … اره … فقط بضی چیزا … مثلا بیمعرفت بودنشون … پی میبره .

         نظرات (۹)



۹ نظر

  • امین :

    اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۵۲ ق.ظ

    هووم

  • آیدا :

    اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ @ ۱:۲۸ ق.ظ

    اوهوم موافقم.
    ولی این بعضی وقت ها هر چی داریم میریم جلو بیشتر و بیشتر میشه.

  • این سه نفر :

    اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ @ ۷:۵۱ ق.ظ

    راست میگی
    این بعضیا مریضن…شایدم حسودن

  • طارمه :

    اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ @ ۸:۱۷ ق.ظ

    حالا درد اینجاست که همین بعضی ها بیان اینجا برات نظر بدهند!!! آی سوزش داره.آی سوزش داره!

  • review2 :

    اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۱۰ ق.ظ

    mamad, mi sheh ye khordeh kootAh-tar benvisi?…. :)

  • مریم خانومی :

    اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ @ ۱:۱۱ ب.ظ

    با آیدا موافقم . هر چی جلوتر میریم این چیزا بیشتر نمایان میشه!!!!

  • مریم :

    اردیبهشت ۶, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۲۰ ق.ظ

    ولی حتی نبودن این بی معرفت ها آزارت می ده

  • مریم :

    اردیبهشت ۶, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۴۳ ق.ظ

    وقتی مامان و بابای مسن و سنتی داشته باشی که جفتشون هم سرطان دارند . مجبوری مطابق میلشون رفتار کنی و بشه عروسک اونها

  • نرگس :

    اردیبهشت ۶, ۱۳۸۶ @ ۶:۲۹ ب.ظ

    شاید اون بی معرفت ها مجبور به بی معرفتی شدن…

RSS برای نظردهی این مطلب · دنبالک