« پایان و شروع ! هیشکی »

ممد درس خون!

دیشب ممد به خاطر درس خوندن بدون وقفه کارش به بیمارستان و سرم کشید !

به روز شده توسط من

         نظرات (۱۰)



۱۰ نظر

  • مهتاب :

    خرداد ۱۱, ۱۳۸۶ @ ۷:۵۱ ب.ظ

    :) )

  • مرمر :

    خرداد ۱۱, ۱۳۸۶ @ ۸:۱۷ ب.ظ

    اوا خاک عالم! بیام دیدن با کمپوت؟؟ :)

  • negin :

    خرداد ۱۱, ۱۳۸۶ @ ۹:۲۰ ب.ظ

    ey vayyy chet shod??????????? enghadr yani difransiel khoondi??? bikhial baba

  • دایان :

    خرداد ۱۱, ۱۳۸۶ @ ۹:۵۴ ب.ظ

    ممد و کشتن هی هی . ممد و بردن هی هی… :)
    باشه باشه. نمیخواد درس بخونی. از بس که عادت نداری به درس خوندن ؛وقتی هم می شینی بخونی حال به حال میشی.
    ;)
    شاد باشی ممد جان. روزگار به کام :*

  • ریشمیز :

    خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۳۹ ق.ظ

    اووووو ایول بابا ، بچه درس خون ، خر خون ، کرم کتاب ، خورنده کتاب ، شهید در راه کتاب!!!
    از این بیشتر متلک بلد نیستم!! :دی

  • golsa :

    خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ @ ۴:۲۷ ق.ظ

    نه نههههههههههههههههههههه شوخی می کنی
    ممد و درس خوندن!!!! محاله
    تازه اونم درس خوندن معمولی نه درس خوندن فجیع که بره بعدش بیمارستان!!!!
    من که فکر کنم رفتی اونجا که یکمی خودت رو برای مامانی اینات لوس کنی بعدش هم ۴ تا امپول تقویتی زدی و مامانت هم کلی قربون صدقه پسر درس خونش رفته و براش ابنبات چوبی و گرفته و بهت گفته که دیگه اگه خواستی دیگه درس نخون فقط اگه یک خورده تازه اونم اگه میلت کشید یک ذره درس بخون!!

    حالا جدا از شوخی بی خیالللللللللللللللللللل درس!! دیییییییییییییی

  • آیدا :

    خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ @ ۷:۵۲ ق.ظ

    چند صفحه بیشتر خونه بودید؟ دو صفحه… ؟هاهاهاهاها
    مطمئنی مال درس خوندن بوده؟
    این سرانجام همون آب ریختن روی دخترهاست.. اینجوری کله پا میشید…
    هاهاهاها

  • این سه نفر :

    خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ @ ۸:۳۲ ق.ظ

    اینم از مضرات امتحاناست

  • پویاپ :

    خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۲۴ ق.ظ

    ای بوا!!

    چش شده ؟ ..

    ظرفیت نداری درس نخون :دی

  • نوشته های یک دیوونه » Blog Archive » پایان و شروع ! :

    خرداد ۱۲, ۱۳۸۶ @ ۱۱:۴۷ ق.ظ

    [...] ممد درس خون! » [...]

RSS برای نظردهی این مطلب · دنبالک