گاهی
ای خنده
ای گریه
اخه این چه کاریه
سرم از غم ، تو گریبون ، این چه روزگاریه
بعد تو این دل رسوا ، به کسی دل نمی بنده
دیگه از غصه رو لبها ، نمیشینه گل خنده
ای خنده
ای گریه
اخه این چه کاریه
سرم از غم ، تو گریبون ، این چه روزگاریه
اسمون قلب عاشق ، افقش رنگ غروبه
اون وفا و مهربونی ، اگه برگرده چه خوبه
بی تو دل هر شب و هر روز ، مثل یک مرغ اسیره ، بعد تو دل توی سینه ، دوست دارم تنها بمیره
ای خنده
ای گریه
اخه این چه کاریه
سرم از غم ، تو گریبون ، این چه روزگاریه
ای خنده
ای گریه
اخه این چه کاریه
سرم از غم ، تو گریبون ، این چه روزگاریه
این چه روزگاریه
صحرای رز :
تیر ۱۰, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۲۲ ق.ظ
این روزگار رو میشه
فقط با گریه شناخت …
شایان
صحرای رز
مریم خانومی :
تیر ۱۰, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۲۵ ق.ظ
والاااااااااااااااا
بازم ها ؟ :دی
خنده و گریه . تضاد !!!!!
توی این دنیا همیشه همه چیز در تضاده .
حالا تو خودتو ناراحت نکن پوستت خراب میشه :دی
خواب آلود :
تیر ۱۰, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۲۹ ب.ظ
خنده و گریه این چه کاریه؟
خوب این کاریه که زندیگی رو میسازه
حالا هم بخند هم گریه کن
و دیگه نگو
این خنده و این گریه ای چه کاریه
دایان :
تیر ۱۰, ۱۳۸۶ @ ۱:۰۰ ب.ظ
ماله ما که همش گریه ست. واسه تنوع گه گاهی میخندیم.
:دی
امیدوارم تو همیشه خنده رو باشی.