جوابیه
بعد از قضیه ی این پست
حالا یکی کامنت داده که :
“سلام من طاها از شما می خواستم یه دوست دختر ۱۵ ساله س-ک-سی و خوشکل برام پیدا کنید .”
شرمندت طاها جان ، نتونستم عَمَت رو پیدا کنم .
بلفرض هم که پیدا کنم واست … تو تبریزی ، من بوشهر . پستش کنم واست . جدا که ترکی .
اقایون و خانم ها ، ما اینجا نه ج-ند-ه خونه راه انداختیم نه سایت س-ک-سی زدیم .
.
در ضمن فروزان که میل زدی :
” مطمئنم وبلاگت روزی ۵۰ نفر هم بازدید کننده نداره و فقط چرت مینویسی ”
من نمیگم که چرت نمینویسم . چی بنویسم یا ننویسم نه به تو ربطی داره نه به عمت .
در مورد ویزیتورای بلاگمم فقط این پست وبلاگ روزی تقریبا ۹۰۰-۱۰۰۰ تایی از سرچ گوگل میان
اگه هفته ای یه بار هم اپ باشم هم باز ویزیتورام از ۱۰۰۰ تا کمتر نمیشه ، پس لطفا قد قد و جیک جیک و گه زیادی نخور .
مریم خانومی :
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۳ ق.ظ
والا آدم به این آدما چی بگه ! دیگه حرفم نمیاد ! آدم بیخود تا دلت بخواد ریخته ! بی جنبه هم همینطور .
حالا تو خودتو ناراحت نکن پوستت خراب میشه :دی
فرزاد :
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۸:۲۲ ق.ظ
اینا هم مثل خودت باحالن !
نرگس :
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۳۰ ق.ظ
به قول مریم خودتو ناراحت نکن :پی
NIGHTMARISH :
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۲ ق.ظ
man mazerat shoma khodet kheili shakhi baw!;)
سحر کوچولو :
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۲:۱۱ ب.ظ
ما
من و تو
دو برگ سوزنی کاجیم
که خشک می شویم و فرو می افتیم
اما از هم جدا نمی شویم هرگز.
پویاپ :
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۴:۲۴ ب.ظ
عجب …
هادی :
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ @ ۹:۳۵ ب.ظ
حالا ازش نپرسیدی سیچه ۱۵ ساله :دی
سوگند می خورم :
اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۷ @ ۵:۵۹ ب.ظ
: ))
خیلی باحال هستی و باحال نوشتی اینو.
.
نمی دونم چرا من اون پستی رو که گذاشته بودی تا حالا نخونده بودم…! (اون دومیه منظورمه)
مسعود :
اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۷ @ ۶:۳۷ ب.ظ
خیلی توپی پسر