امروز صبح تو راه برگشت از دانشگاه تو اتوبوس که جلوترین صندلی هم نشسته بودم گرفتم تخت خوابیدم .
یه لحظه چشمم و باز کردم دیدم سرویس وایساده و یه نفر داره پیاده میشه
تندی بلند شدم و پشتش اومدم بیرون و هر چی وایسادم دیدم کسی دیگه ای از سرویس پیاده نمیشه و سرویس رفت
بعد چند دقه تازه چشمام دیدن که میدونه ورودی بوشهرم و به ایستگاه هم نرسیدیم و الکی پیاده شدم
.
پ.ن : شَمبَلقوتی:دی !
عماد :
اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۷ @ ۶:۲۱ ب.ظ
پروفوسور محمد گشمردی رتبه سوم رشته عمران D:
مژده غضنفری :
اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۳ ب.ظ
تو خسته نباشی محمد!!
negin :
اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۷ ب.ظ
khob badesh ….pide bargashty khoooone?????? ya donbal e otoboos davidi?????????lol
دایان :
اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۵۴ ب.ظ
من همیشه گفتم که تو یه قهرمانی شمبلقوتی
مائده :
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۱ ق.ظ
آخی.
حتما بقیه راه رو پیاده رفتی :دی
از تو بعیده ، مطمئنا به یه نفر که از اونجا می گذشته آویزون شدی که ببرتت!!
.
حواب : حالا شما دخترا خودتون واسه جایی رفتن حتما باید اویزوون کسی بشین تا برسونتتون … دلیل نمیشه ما هم مثه شماها باشیم
!
مائده :
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۸ ق.ظ
پر روووو!! :دی
مریم خانومی :
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷ @ ۱:۳۱ ب.ظ
من می فهمم تو آخرش مهندس میشی :دی
هادی :
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷ @ ۹:۰۸ ب.ظ
خوا سیچه با اتوبوس میری که خو بمونی
حالا جای شکرش باقیه اتوبوس سه راه دلوار نگه نداشت که بخوای اونجا پیاده بشی
بازم خوبه برج پیاده شدی و تاکسی گیرت میومد .
آذین :
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۳۱ ب.ظ
چه کار پسر عمه پروفسورم دارین؟ اصلا دلش خواسته پیاده شده…
دایان :
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۳ ب.ظ
مگه اتوبوس دانشگاتون تا ته شهر میره؟!!!!!!!!!!!!!
نکنه دانشجوهای شهرستانی رو هم میرسونه خونه ها شون
دنیای قشنگ الهه :
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۷ @ ۷:۵۱ ق.ظ
میخواستی مثلا کجا پیاده شی؟ /-:
ترمه :
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۷ @ ۷:۵۷ ب.ظ
سلام چطوری ؟ حواست کجا بود اونموقع ؟
Naziii :
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۳ ب.ظ
che Zede hale bozorgiiii