بعد از ۲ ساعت واسادن واسه یه امضا گرفتن از مدیر گروه که ۲ درس رو با درس پیشنیازش همزمان بتونم بگیرم
حالا اومدم نگاه روز امتحاناش میکنم به یقین میرسم که موقع پایانترم به!@#% میرم .
یکی ۲۵اُم . یکی ۵اُم . یکی ۶اُم . یکی ۷اُم . ۲ تا ۹اُم . یکی ۱۰اُم .
غیر از اینا یه ۲ تا درس عمومی هم مونده که هنوز تاریخ امتحانش معلوم نیست .
نرگس :
شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۱۹ ب.ظ
مگه هنوز امتحاناتون تموم نشده ؟!
.
جواب : منظور ترم مهر که داره میاد .
مریم خانومی :
شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۱ ب.ظ
اشکال نداره :دی . هیچییییییییت نمیشه !!!!!
تو می تونی ی ی ی ی ی !!!!
پدرام :
شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۴ ب.ظ
پکیدی پست… :دی
امتحان آیین نامه یه دست بخونیش حله… :دی
دایان :
شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۴ ب.ظ
نابود میشویییییییییییییییییییم.
چطوری ممد؟ نماز روزت قبول برادر :]
محمود :
شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۸:۰۱ ب.ظ
ممد امیدت رو از دست نده ما میتونیم
گلبانو :
شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۲۲ ب.ظ
وای خدا به دادت برسه چه خبره اینقدر پشت سر هم تازه ادوتا امتحان تو یک روز
خیلی خوشحالم که من از شر هر چی درس و امتحان و دانشگاه راحت شد اخیشششششش
صبر ایوب می خواد اما تمام می شه یک روز!!!!!
امضا یک بچه خیلی تنبل تازه از قفس دانشگاه ازاد شده
افشین :
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۲ ق.ظ
واخ واخ واخ … !!
مژده غضنفری :
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۲ ق.ظ
کلا خیلی بد برنامه ریزی کردن. امتحان نقد ادبی و زبان فرانسه ی ما هم تو یه روزه! واقعا افتضاحه!
سمیه :
شهریور ۱۹, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۰۴ ب.ظ
خوشتیپی از خودتونه …
خوش به حال خودم که راحت شدم ( تقریبا )
مـــریم :
شهریور ۲۰, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۳۰ ق.ظ
تو هنوز میری دانشگاه ؟؟؟ ….
مـــریم :
شهریور ۲۰, ۱۳۸۷ @ ۱:۴۰ ق.ظ
واقعا ؟؟!!! ….. طفلی پس هنوز !!!
دو نقطه دی
پدرام :
شهریور ۲۰, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۷ ب.ظ
نه تو مهندس شدی نادی کنار…
سی خوت بوگو ای هیی…
:دی
سوگند :
شهریور ۲۱, ۱۳۸۷ @ ۲:۳۱ ب.ظ
بچه درس خون.
سوگند :
شهریور ۲۱, ۱۳۸۷ @ ۸:۰۸ ب.ظ
خب, یه دختر و پسر بدون فراموشی اصل نمیتونن با هم آمیخته بشن !
فک میکنی فقط خودت دیوونه ای, ما هم بسی هستیم ^_^
سمیه :
شهریور ۲۲, ۱۳۸۷ @ ۴:۱۶ ب.ظ
ما بروز هستیم …
Naziii :
شهریور ۲۴, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۳ ق.ظ
متولد شدیم…
مریم :
شهریور ۲۴, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۳ ق.ظ
سلام
می بینم که درگیر انتخاب واحد و … هستی
امیدوارم که در درسهاتون موفق بشین
بای
سوگند :
شهریور ۲۴, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۴۲ ق.ظ
دوست جان ^_^
از می به تو نصیحت; هیچ وقت تو زندگی شک نکن
نوشته های یه دیوونه شد دست نوشت های محمد …؟!
الهه :
شهریور ۲۶, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۷ ق.ظ
ما که پریدیم
الااااااااااااااااااااااااااااااااهی شکر >:)
دایان :
شهریور ۲۶, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۹ ق.ظ
معلوم هست تو کجایی؟!!
سرت کجا گرمه؟!!!
مشکوک – دانشجو- کچل- ممد.
محمود :
شهریور ۲۷, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۲ ب.ظ
چند واحد گرفتی. چیا گرفتی ؟
Naziii :
شهریور ۲۸, ۱۳۸۷ @ ۸:۱۳ ب.ظ
وااااای چه بد!
سوگند :
شهریور ۲۸, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۲۲ ب.ظ
کوشی پس کور و کچل !!! ^_^
مریم خانومی :
شهریور ۲۹, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۴۰ ق.ظ
ا اسم وبش عوض شده ! اما پست جدید کو ؟!
پاشو تنبلی نکن پاشو پست بذار حوصله مون سر رفتا !
سوگند :
شهریور ۳۰, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۱ ق.ظ
اووو ماشالا چه قد خاطر خواه داری!
پس بذار ما هم به جمعشون بپیوندیم و بگیم: چرا نمی نویسی؟!
سوگند :
مهر ۳, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۵۰ ق.ظ
میگم نکنه مرحوم شدی و ما بی خبر موندیم و سرمون سر حلوا خرون بی کلاه موند ^_^
کوشی پس ؟!
دنیای قشنگ الهه :
مهر ۴, ۱۳۸۷ @ ۱:۱۸ ق.ظ
باز چی شده؟!
دایان :
مهر ۵, ۱۳۸۷ @ ۱:۵۴ ق.ظ
میخوای واست موج مکزیکی بیایم؟!!!!!!!!
اینقدر ناز نکن پسر. بیا بنویس دیگه.