نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان مرده را اشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را …
.
پ.ن : هیشی هَپَله هوشی
پ.ن : جشن پیدای آوای مهر در حمایت از کودکان معلول ذهنی – ۲۵ اسفند ماه

رضا ( عبدو ) :
اسفند ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۹:۴۶ ب.ظ
سلام .
خیلی جالب بود .
من میخواهم خودم وفتی زندخ هستم سوت بزنم و فریادم را به گوش آدمیان برسانم . پس از مرگم هر چی شد شد .
پاسخ
الهه و چراغ جادو Reply:
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۳:۰۱ ق.ظ
همی نه! بعد خوم میخوام دنیا نباشه (خنده شیطونی)
پاسخ
هوای شرجی :
اسفند ۱۸, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ
و اثری متفاوت از ممد!!!
پاسخ
نازنین :
اسفند ۱۹, ۱۳۸۷ @ ۱:۰۵ ق.ظ
آخی این شعره…
پاسخ
هادی :
اسفند ۱۹, ۱۳۸۷ @ ۷:۲۳ ق.ظ
جالب بود
بسیار هم جالب بود
پر از عبرت
پاسخ
طاهره خانم :
اسفند ۱۹, ۱۳۸۷ @ ۹:۲۷ ق.ظ
من این شعر رو خیلی دوست دارم کلا شریعتی رو خیلی دوست دارم
خوبی؟
آپم
پاسخ
افشین :
اسفند ۲۰, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۰۱ ب.ظ
اتق الله … خنکی بیشتر بخور !!!! گرمی کردی
پاسخ