« نفرین »

چراغ سبز

نفهمیدم کی بود
هر کی بود هی نگاه می کرد و جزوش رو میزد به دماغش و کلشو می خاروند
و منم نگاش می کردم و اداشو در میوردم دفترم رو میزدم به دماغم و کلمو می خاروندم
و اونم می خندید
حیف که فاصله دور بود و نمیشد غریب و اشنا بودنش رو تشخیص داد
:-”

         نظرات (۱۳)



۱۳ نظر

RSS برای نظردهی این مطلب · دنبالک