« خر حالا + ارشیو گذشته »

تحویل پروژه

اپیزود اول :
پروژه رو نشونش میدم
استاد : (هنوز نگاه نکرده) این که خیلی کمه … مشکل داره .. برو به سلامت .. برو بیرون
من : یعنی چی مشکل داره … گیر الکی برای چی میدیا
استاد : واسا تا پروژه این پسره که باهات اومده رو رد کنم بعد بهت میگم مشکلت چیه
(بیشرف اگه تعداد برگایه پروژم رو هم ۲۰ برابر میکردم اندازه اون نمیشد)
استاد : (پروژه طرف هی نشون میده) اقای گشمردی این کار کردی ؟
من : نه
استاد : انالیز در و پنجره نوشتی :
من : نه
بعد پروژه رو میگیره برگ میزنه و میگه این که خیلی کلی نوشتیش و مسلما خودت هم ننوشتی
میگم : استاد ما یه ۱۰ می خایما و مسلما هم این رو خودم ننوشتم .. با کمک بابام نوشتم (منظور یعنی همش بابام نوشته :دی )
استاد : مسلما ازت هم چیزی بپرسم بلد نیستی .. پس ارزش نداره وقت بزارم ازت سوال کنم
استاد : حالا چند می خای ؟
من : ترم اخرمه .. این هم اخرین درسمه .. یه ۱۰ می خام :D
استاد : برو بسلامت .. ببینم چی کار میتونم بکنم واست
(جلو اسمم مینویسه ضعیف)

اپیزود دوم( دعوا – فهش – کمیته انضباطی) :
با بچه ها نشستیم کف دانشگاه و منتظریم ببینیم کسی نمره پاسی میگیره یا نه

یهو داخل اتاق صدای فهش و فهش کاری بلند میشه و میبینیم نن جونه استاد رو کشونده وسط داره فهش میده
میریم تو کلاس همون لحظه رفیقمون جزوه میکوبه تو میز استاد
ای حال داد تا ۳۰ مین فقط داشتیم جدا میکردیم و به زور جلو دهنش میگرفتیم که این فهشا رو نده و …
نگهبانی میاد ماها رو از دانشکده بیرون میکنه
چند مین دیگه میشنویم که دوباره به زور رفته طرف استاد که بزنتش و نتونسته و دوباره فهش کاری
کمیته انضباطی و …

اپیزود سوم (اعلام نمره) : comming soon  :D


این وسط یا این دعوا باعث میشه استاد به همه نمره پاسی بده یا هممون رو میندازه :D
.
ولی خوشم اومد . استاد جفت کرد و اعصابش گی مرغی شد :D
قابل توجه امین و هادی و میلاد که باهاش دارین :D

         نظرات (۱۱)



۱۱ نظر »

  • میلاد :

    تیر ۲۷, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۳ ب.ظ

    بعدش که من باش داشتم…همین پسره اومد در کلاس با نگهبانا..به چیز خوری افتاد و هق هق گریه می کرد :دی

    پاسخ

    mohammad Reply:

    خوب حق هم داشت کاراش
    تو طول ترم پسره ۵-۶ تا نقشه اورد و هی استاد لج میکرد باهاش و تاییدش نمیکرد … بعد با حقوق کارگری رفته بود ۷۰ تومن داده بود براش متره کرده بودن
    بعد از اونور هم ۱ بار افتاده بود … بعد استاد هم بیشور باز میخاست بندازتش

    پاسخ

  • لی لی پوت :

    تیر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۴۴ ق.ظ

    هه هه خوشم اومد…
    همه می دونن که همتون میافتین.!!!!
    خی خی خی خی…!!!:دی
    آخره نامردیم!!!!:پی

    پاسخ

  • مریم خانومی :

    تیر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱:۴۲ ق.ظ

    عجب !!!!!!!!!!

    پاسخ

  • فاطمه :

    تیر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۷:۲۷ ق.ظ

    آخی بیچاره ها
    عجب استاد بیب بیبییییییی
    خو خره یه نمره بده می زورت میاد ؟؟
    اههههههههه چه قدر بدم میاد از این استادای نامرد

    دست حاجی هم درد نکنه نشسته پروژه تو رو انجام داده

    ایشالله نمره پاسی بگیری . نگران نباش

    پاسخ

  • هادی :

    تیر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۷:۲۸ ق.ظ

    هه زهی خیال باطل
    چنان پاس کنیما
    هرچقدر بخواد استاد بیب بیب باشه

    پاسخ

  • طاهره خانم :

    تیر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۷:۳۷ ق.ظ

    آخ آخ کاش منم اونجا بودم دلم برای دعواهای اینچنینی تنگ شده :دی

    پاسخ

  • عاطفه (کرم کتاب) :

    تیر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۹:۴۱ ق.ظ

    فحش درست ه نه فهش!!!! :D
    حالا چی شد؟ نمره را میگم

    پاسخ

    mohammad Reply:

    ها اون که خراب نوشتم رو که خودمم میدونم :D
    نمره هنوز معلوم نیست دیگه … دیروز تازه تحویلش دادم .. تا نمره بزنه طول میکشه

    پاسخ

  • روزبه کنین :

    تیر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۵:۰۵ ب.ظ

    پس عامل اختشاشات دانشگاه شمایین نه
    عمو مشتی استاد عقده ای (البته بعضیاشون ) که هر از بر تشخیص نمیدن باید باشون سر کله بزنی و آخر ترم هم میان یه نمره بیبی میدن که مجبور میش خانواده محترمشونو به بیب ببندی

    پاسخ

    mohammad Reply:

    روزبه تو هم مگه بلدی “مجبور میش خانواده محترمشونو به بیب ببندی” ؟ :D

    پاسخ

RSS برای نظردهی این مطلب · دنبالک

نظر دهید

:wink: :-| :-x :twisted: :) 8-O :( :roll: :-P :oops: :-o :mrgreen: :lol: :idea: :-D :evil: :cry: 8) :arrow: :-? :?: :!: