هر روز – سر کار – می نگریم
کوچولوهای دبستانی که میان بازی میکنن .
دختری که خسته راه میره .
پسر لباس مشکی پوش که طرفایی ۱۲ از مدرسه برمیگرده خونه .
مردی که صبح زود سگشو میاد دور میده .
پسر و دختری که تو اون کوچه قرار میزارن .
دختری ابی پوش که ۵ دقه بعد پسر مشکی پوش رد میشه .
و
امروز – سر کار – می نگریم
مثه همیشه… ولی نگران میشویم چون اون دختر ابی پوش امروز نیامد .
مجتبی :
بهمن ۱۴, ۱۳۸۸ @ ۷:۴۲ ب.ظ
محمدددددددددددد عاشق می شود
هوای تازه :
بهمن ۱۴, ۱۳۸۸ @ ۸:۲۵ ب.ظ
هیچ …
sanaz :
بهمن ۱۴, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۱ ب.ظ
زندگی شاید یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد /زندگی شاید ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد/زندگی شاید طفلیست که از مدرسه برمیگردد…..نوشته ات خیلی یادآور این شعر فروغ بود.خوشمان آمد
محمد Reply:
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۹ ق.ظ
این فروغ بدون اجازه از متن من استفاده کرده … چیششششششش :دی
مریم خانومی Reply:
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۱ ب.ظ
میلاد :
بهمن ۱۴, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۴۵ ب.ظ
فک کنم مسیرش عوض کرده
باسیدون :
بهمن ۱۴, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۴۹ ب.ظ
بس که هر رو سیلش میکیدی گفته شاید خبری باشه ای مردکم آدم خطرناکین با ای سیبیلش بهترن از یه مسیر دیگه ای برم
لی لی پوت :
بهمن ۱۵, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۵۳ ق.ظ
عامو خو زهلش بردی خو!!!!:دی
صب کن بینم تو خجالت نمیکشی رفتی تو نخ دختر مردم؟!!!:-w
محمد Reply:
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۰ ق.ظ
خودش میومد جلو چشم من که من ببینمش :دی
sanaz Reply:
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۵ ق.ظ
خو حواسمون بدیم از این پس هر پسری که خودش اومد جلو چشمون که ببینیمش ما نیز کوتاهی نکنیم یه وقتا ،میریم تو نخش :دیییی
محمد Reply:
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۰ ق.ظ
شوما بیجا میکنید :دی
لی لی پوت Reply:
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۹ ب.ظ
محمد پیشته :دی
ساناز جون عزیزم با هم میریم تو کارش!!!:دی
مریم خانومی Reply:
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۲ ب.ظ
من من منم میام :دی
sanaz Reply:
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۰ ب.ظ
mohammad Reply:
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۸ ب.ظ
سی این ۲ تا موزوزیکو چه دوری برداشتن :دی
فک کنم دیگه باید مشت بکنم تو دماغاتون …
جفتتون بشینین بینیماااااا … کتک میخورینا :دی
مریم خانومی Reply:
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۳ ب.ظ
ئههههههههههههههههه دست روشون بلند نکن دهههههههههههههههههه :دی
محمد Reply:
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۰ ب.ظ
ووی … یکی دیگه هم اضاف شد :دی
مریم خانومی Reply:
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۲ ب.ظ
sanaz Reply:
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۷ ب.ظ
از دوستان هم دعوت کنید به صورت گروهی میریم تو نخش:دی شاید درسی باشه واسه این ممد کچل:دییییییی ها ممد چه طوری تو؟:دیییییییییی
محمد Reply:
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۱ ب.ظ
سینما سر خیابونه هااا :دی
محمود :
بهمن ۱۵, ۱۳۸۸ @ ۶:۵۲ ق.ظ
ای بی وفا
ردپا :
بهمن ۱۵, ۱۳۸۸ @ ۸:۰۱ ق.ظ
چقه سیل دختر مردم کردی که در رفته.
هـ (ح) پ ر و ط (ت) :
بهمن ۱۵, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۲۳ ب.ظ
محمد اینم پروندی
آرزو :
بهمن ۱۷, ۱۳۸۸ @ ۸:۲۸ ب.ظ
ای مماخو.خجالت بکش سر به زیر برو بیا ها … کتک میخوریا :دی
محمد Reply:
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۱ ب.ظ
چطوری انگشت کنم تو مماخش پس :دی
مریم خانومی :
بهمن ۱۷, ۱۳۸۸ @ ۸:۳۸ ب.ظ
پسرم فقط نگران شده :دی ……… اسمایلی طرفداری :دی
فروغ :
بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۸:۴۶ ب.ظ
پس اصلا کار نمی کنی،دختره مردمو می پای؟
دستم تو مماخت.
فروغ :
بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۸:۵۵ ب.ظ
من از کدوم متنه تو استفاده کردم؟
نکنه واسه مماخه دختره مردم نقشه کشیدی؟ بابا بگذر تورو خدا،
واسش می خوندی،چی شد که عاشقت شدم تو راه خونه گم شدم،تو کوچه ها پرسه زدم بازم تو رام تو رو دیدم،تو آینه خودمو دیدم اومدم اینجا پیشتم.
یه کم قر و قاطی گفتم ولی فک کنم همین بود:دی
فروغ :
بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۹:۲۱ ب.ظ
ولنتاین مبارک.