« چشم ها را باید بست »

تهران – الف و ب

به تهران میرویم و
خاطره میکنم یادها را .

الف و ب یا حرفه ای  – شایدم اله کلنگ و تاب بازی و ماشین بازی .

         نظرات (۱۱)



۱۱ نظر

  • صداقت یک مرد :

    اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۹ @ ۸:۴۵ ب.ظ

    سلام
    پسر تو چقد لاوی

    میلاد Reply:

    وبلاگ شما رو که استاد لاوی می خونه بچه…لاو میشه دیگه

  • هادی :

    اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ @ ۷:۲۹ ق.ظ

    تهرون میری منم ببر . با قطار میری یا کشتی؟

    محمد Reply:

    با شتر مرخ :دی

  • محمود :

    اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ @ ۹:۳۸ ق.ظ

    خوشا به حالت.

  • پویاپ :

    اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۰۶ ق.ظ

    هااا … بیو تهرون …

  • عماد :

    اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ @ ۱:۳۹ ب.ظ

    سلام بر ممدوی دائم الگرم
    میبینم که داری میری شهر ما . پارک قیطریه رفتی یادی از ما بکن

    محمد Reply:

    چشم :دی

  • هـ (ح) پ ر و ط (ت) :

    اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۱۸ ق.ظ

    همچین میگه تهران یکی نفهمه فکر میکنه میخواد بره شیراز :دی

    سمیه Reply:

    :) ))

  • فروغ :

    اردیبهشت ۱۷, ۱۳۸۹ @ ۱:۰۷ ق.ظ

    الهی .پسر رمانتیکم.چه عکس نازی گذاشتی شیطون.بهت خوش بگذره و خاطره های زیباتری برای فرداهات رقم بزنی.

RSS برای نظردهی این مطلب · دنبالک