سلام…
اه اه اه
!!!!…الان امتحان عربــــــــــی داشتم و نمی دونم چی نوشتم… این معلم هم میخکوب وایساده بالایه سر ما ، خو غرمسا برو اونور بزار تقلبمونو بکنیم…مگه تکون می خورد از جاش ، اخر هم نمی دونم چی کار کردم….
حالا این امتحان سومم بود ، حسابان و بینش و عربی رو دادیم و خلاص شدیم ، داریم میریم سراغ فیـــزیـــــــــــــــــــــــک!!!!!!!
نمیدونم اینو کجایه دلم جا بدم![]()
دیروز هم رفته بودیم کلاسه عربی با این معلممون ببینیم میتونیم چیزی بکنه تو این مغزه ما ، دیدیم که بلکه نمی تونه داره بدترش هم می کنه(داره معتل اجوف رو درس میده یهو میپره تو معتل ناقص)
کلاس هم که تموم شد به بچه ها گفتیم بیاین پیاده بریم ،از همون میدون قدس که راه افتادیم یه دختره کوچیک جولومون بود ، هی برمی گشت و میخندید…..خیلی بامزه بید
اینم عکسش :
راستی یه چند تا عکس و فیلم از یا مرغ عشقامون گرفتم….نگاه کنید چی باحالن
فیلمی رو که از مرغ عشقامون گرفتم رو اینجا کلیک کن(حجمشم ۲۸۹ کیلو بایت) ….نگاه کن چی باحالن (اول کلیک راست بزنید بعد save torget as رو وزنید)
اینم عکسشون :
.jpg)
.jpg)



