بایگانی برای اسفند, ۱۳۸۴

فیزیک و…

سلام…

- اهای گشمردی با تو عبدالنی زاده یه وقت درس نخونینا ، برگه خالی تحویل دادن هم شد هنر ، مف خورای اشغال ، رفتن اون اخر نشستن ، خیلی درسشونم خوبه ، …..  بعد میرن خونه غذا هم میخورن ، کوفت بخورین ، سم بکونن تو غذاتون ………
این بود حرفای معلم فیزیک به بنده هو بغل دستیم … اخه ما از کجا بدونیم تو می خای امتحان بگیری…وقتی می دونیم امتحانه به زور نمره میاریم چه برسه که بی خبرم امتحان میگیری!

- دیروز ظهر رفتیم بیلیارد زدیم …… ۲تا تازه وارد تیتیش مامانی اومدن میگن بیا باخت حساب … نمی دونن که ما خودمون یه دست ویلیامزیم

- اینم اباجی یکی از بچه ها بید که داره ماتیک میزنه بره سر قرار … :

Image hosting by TinyPic

.

.

.

 

 

         نظر دهید

« صفحه بعد

آخرین نظرات

  • میلاد: خوبن که اینجا باز فعال شده...
  • پویا پ: سلام ممد .. چه کردی می؟...
  • فاطمه: خوشحالم که برگشتت همراه با تولدت ...
  • طارمه: تولد مبارک...
  • مینا(روزبارونی): سلام شعر قشنگی بود . به روزم خوشح...
  • یوسف: :)...
  • ساناز: کُشت ما را غم بی همنفسی// به نظرم " ...
  • رقیه: خیلی شعر قشنگی بود...
  • hamed: با تشکر از برنامه خوبتون...
  • فاطمه: لایکههههههههههههه خیلی هم لایک...
مارس 2006
ش ی د س چ پ ج
« Feb   Apr »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

ابزارها

آخرین مطالب

دسته‌بندی‌ها