بایگانی برای آذر, ۱۳۸۵

بازی

بازیهایی که قبلنا می کردیم:
هر روز ساعت ۶ میومدیم تو کوچه فوتبال ، شیرپلنگ ، وسطو ، قایم موشک ، قلعه و خیلی چیزای دیگه تا اخره شب بازی می کردیم که خیلی حال میداد
هر ۵ شنبه هم که  میرفتیم خونه بابا بزرگ و همه اونجا بودن … میرفتیم زنگ خونه مردم رو میزدیم والافرار ، مغازه بازی رو خوب یادمه که گل های درخت دمه در خونه بابا بزرگینا رو جا جنس مغازه حساب می کردیم ، طناب کشی ، تاب بازی و از این بازیا … چه قدر چیزای اتاق عمه رو شکوندیم (دو نقطه دی) … بعضی وقتا دلم می خاد دوباره برم تو اون دوره (دو نقطه دی) … چی خوش میگزشت !

حالا هم که قده خری شدیم و همش پشت این کامپیوتریم و بازیهایی هم که الان میکنم : فوتبال و کانتراستریک که خودمو باهاش به گاییدن دادم .
.
.
.
پ.ن : حسینو خرما گرمنا (دو نقطه دی)!!

         نظرات (۱۹)

* می تونی
- نه
* یه بار دیگه امتحان کن
- نمی شه!
* به خودت فشار بیار یه کم …
- نمیاد
* به زور جر دادن هم که شده باید بیاد
- نمیاد خو …
- هر کاری میکنم هیچی تو این کلم نمیاد که اینجا بنویسم !

.

پ.ن : از این اهنگه خوشم میاد .

         نظرات (۱۶)

جدیدن این مردم کلی حالیشونه
بلدن حتی
با وجود ک ا ن د و م
ایدز بگیرن .

         نظرات (۲۱)

پیاده روی

دیروز هادی رفیق امین اومد خونمون ، تا مامانش از خونه بیرونش کرده که برو پیاده روی(دو نقطه دی) … منم به این امید که قرار ۱ ساعته برن و بیان و ما به فیلممون میرسم باهاشون راه افتادیم تا خیابون ساحلی همین طور رفتیم ، که اونجا بود که الکی سی خودشون قرار گزاشتن بریم تا بهمنی هر کی هم نتونست باید هایدا دعوت کنه
از خیابون ساحلی تا بهمنی هم رفتیم :

چقدر عشقولانه

به بهمنی هم رسیدیم ، اونجا هم یه کم اذیت اق پدرام خوشتیپ کردیم و تک زنگ میزدیم بهش که ما رو تهدید کرد . 
از اونجا که کسی تو بهمنی کم نیوورد سره ساندویچی دنیز تا میدوون رفاه دوباره پیاده رفتیم
از میدون رفاه تا برج هم سره قوام شرط بستیم :

 

 به برج که رسیدیم دیدیم باز کسی تن به خفت نمیده و رفتیم یه سری به استراحتگاه  زدیم .
از برج به میدون باغ زهرا … اوجا یه اب هویچ بستنی توپ هم خوردیم .
از میدون باغ زهرا رفتیم تا خونه ، که بعدش رفتیم کیلومتر شمار ماشین روصفر کردیم و همین راه رو با مشین رفتیم که ببینیم چقدر راه رفتیم ، که شد ۲۰ کیلومتر و نیم .
اخرشم هیچکی کم نیورد و این همه راه رو الکی راه رفتیم (دو نقطه دی)!!!

نتیجه اخلاقی : که ۳ تامون ..خلیم !!

         نظرات (۲۱)

صفحه قبل »

آخرین نظرات

  • روابط عمومی خانه وبلاگ نویسان بوشهر: مراسم افطاری خانه وبلاگ نویسان ا...
  • raha: همیشه خیلی زود دیرمی شود...
  • raha: یادت نره...
  • مریم: jتوی این پست شدی مصداق پست پایینی...
  • محمد: والله ما همین دور و براییم شوما س...
  • هادی: تلخ ها رو بنداز دور و شيريناش رو ب...
  • dayan: مزه زندگی به همین اشتباهاته. بعدا...
  • افشين: جووني همينه رفيق ;) بهترين كاري كه...
  • محمود: میفهمم چی میگی ممد. من اینا رو بلد...
  • hamed: khoda ra shokr kr fohsh nekhordeh harki bide...
نوامبر 2006
ش ی د س چ پ ج
« Oct   Dec »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

ابزارها

آخرین مطالب

دسته‌بندی‌ها