بیزارم
من مریض و بیمار نیستم
من وسواسی نیستم
فقط یه ذره
از این بوی کثافتِ جاری تو هوای دور و برمون
که بوی اشغالی مثه بی معرفتی میده
بیزارم
من مریض و بیمار نیستم
من وسواسی نیستم
فقط یه ذره
از این بوی کثافتِ جاری تو هوای دور و برمون
که بوی اشغالی مثه بی معرفتی میده
بیزارم
اخر شب رفتن به دربند و
خوردن چای و
کشیدن قلیون و دیدن معضلات قلیون بعد از کشیدنش
خوردن الوچه هایی از نمونه ی ایدز
و
صبح فردای همان روز باز به دربند به هدف رفتن تا بالاش میرویم
سوار بر تله سیژ
و کمی پیاده روی میرویم تا اینکه باز مثه همیشه همراهان کم می اورند
مثل تسلیم شدگان و خسته شدگان قبل از رسیدن به بالای بالاش برمیگردن
.
یعنی تو تهران ۲ نفر پایه نیست بیاد دربند رو تا بالاش بریم ؟!
ب مثل بی معرفت
ن مثل ناروزن
ق مثل قرمصاق
د مثل دوست نما
گ مثل گاو
ل مثل لاشی
ف مثل فری
از بس بلند شده
کنترلشون از دستم خارج شده
یکیش اینوره ، یکیش اونوره
هر چی با دست روش می کشی هم صاف نمیشه
شونه هم اینجا چاره ساز نیست
اخره با کلاسیه
برای بیرون رفتن هم مجبوریم دیگه تافت بزنیم
به این
ریش بزیمون !
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||