کفش و جوراب این مراقبمون سر جلسه امتحان زبان چی قشنگ بود .
باز داره شروع میشه
دیگه مدرسه نیست که راحت باشی از شرشون و به یه دنگ و فنگی جواب رو با تقلب بگیری
دانشگاست
یه چیزی مسخره تر از مدرسه
ولی الان اخر ترمه
هیچ فرقی با اول ترم ندارم
هیچی که یاد نگرفتم
همونایی هم که میدونستم هم یادم رفته
حسه خوندن هم نمیاد
یه عمره همه چی رو واسه شب امتحان گزاشتیم
فردا هم شب امتحانه
شب ۲ تا امتحان
ولی باز همچنان عادت شب امتحانی رو داریم حفظ میکنیم
کاشکی ما هم بلد بودیم از این استرسای شب امتحانی رو داشته باشیم
شاید ادم میشدیم
به قولش
باید بریم واشر بگیریم
ولی باز فکر نکنم عمل کنه
به هر حال اینا هم میگذره
با پاس شدن و نشدن .
و می خواهم که
قلبم فقط برای اینکه باشد ، بزند
بدون هیچ وابستگی ایی
همانند ساعت قدیمی ای که اگر بی صدا بود
فراموش میکردیم که هست
مثل تیک تاک .
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||