بایگانی برای آذر, ۱۳۸۷

پسره تو فلانجا داشت واسه دوستش تعریف میکرد که مادربزرگش ۱۳ تا بچه داره و …

که اگه بخوای حساب کنی یعنی غیر خودتون میشه ۱۲ تا عمه و عمو
یه لحظه تصورش کردم کلم سوووت کشید
بدبختا چی میکشن .
حتی تصورشم سخته :دی .

         نظرات (۲۵)

شماره نا اشنا میس انداخته
زنگ میزنم میگم : ببخشید یه نیم ساعت پیش زنگ زدید به این شماره ، کاری داشتید
+ نه … من نبودم خونه که زنگ بزنم
میگم : شمارتون افتاده ، اینم شماره موبایل ِ نه خونه ها
+ نه اقا من بیرون بودم ، همین الان اومدم خونه
میگم : خوب عاموا خدافظ

.
قطع میکنم و به خودم lمیگم الحق که ترک بود و

         یک نظر

چی می شه
اگه فردا اسم ما هم تو قرعه کشی عمره دانشجویی در بیاد

         نظر دهید

فهمیدم اسمش رو

بازم میگم ، کم گرفت . بیشتر میشد .
(۸*۴=۲۴) + ۵ = ۲۹

.
.
“گزارش کار نقشه برداری – ۸۷/۹/۲

         نظر دهید

صفحه قبل »

آخرین نظرات

  • روابط عمومی خانه وبلاگ نویسان بوشهر: مراسم افطاری خانه وبلاگ نویسان ا...
  • raha: همیشه خیلی زود دیرمی شود...
  • raha: یادت نره...
  • مریم: jتوی این پست شدی مصداق پست پایینی...
  • محمد: والله ما همین دور و براییم شوما س...
  • هادی: تلخ ها رو بنداز دور و شيريناش رو ب...
  • dayan: مزه زندگی به همین اشتباهاته. بعدا...
  • افشين: جووني همينه رفيق ;) بهترين كاري كه...
  • محمود: میفهمم چی میگی ممد. من اینا رو بلد...
  • hamed: khoda ra shokr kr fohsh nekhordeh harki bide...
نوامبر 2008
ش ی د س چ پ ج
« Oct   Dec »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  

ابزارها

آخرین مطالب

دسته‌بندی‌ها