ساعت ۱۰ شب
دارم میرم مغازه رفیقمون چی بگیرم ازش
مغازه کناریش هم که نیم لا باز هست و حالا چی هست و کجا هست بماند ، یه دونه از این تی وی گنده ها رو به خیابون داره
همینطور که دارم رد میشم یه نگاه هم به داخل میندازم و تی وی رو نگاه میکنم و
یهو چشام ۴ تا میشه از چیزی که داره نشون میده
بیخیال میشم میرم چیزی که می خام رو میگیرم ازرفیقم و تو برگشتن باز نگاه میکنم
میبینم خیلی داغون شده و هی وضعه کلیپه داره خراب تر میشه
در مغازه رو باز میکنم میگم :
حاجی این کامپیوترت که داری باهاش کار میکنی و چی نگاه میکنی به این تلویزیون وصله و داره نشون میده و خاموشش کن
طرف هم که نمیدونه تلویزیون روشنه با دست و پاچگی میگه باشه
.
حد اقل یه قشنگیش و میزاشت … چپل کاری بود بیشتر :دی !