نا شاد است این شهر
شهری بی بخار
جمعه هایی بی روح و دلگیر
زیر خورشید عبوس و هوای زیاد از حد دلگرم
شهری با مردمی مانده در افکار ۳ دهه پیش
البت شهر که نیست ، دهات بهتر است
.
چه حالی میده تو بوفه دانشگاه بشینی و همینطوری هر کدوم از دوستات که میان یه چیزی بگیرن بیارن واست :دی
دست جمیل و مصطفی و مهدی واسه ۳ تا بستنی امروز مرسی .
هان حسین بازم می گم لینکولن نمیمیره … کریستینا هم می خواد سیلا رو بفروشه با هندیا .
شیطونه میگه یک یکی زنگ بزن به هم contactها و همشون بیدار کن :-” .
.
چند شبیست می اید .
تو ادد لیستمون جلو ایدیش نوشته “سکوت”
با بودنش ذوق می کنیم .
ولی ناراحت شده ازمون .
از چه ؟ چرا ؟ ایا ؟
نمی دانیم !!!
کاش می بخشید .