بدون شرح

.
.
همه چی رو گفتم غیر اون دلیل اصلی .
میدونی عزیزم
خیلی جالبه واسم
همه ی دوستای صمیمیم و تمام زیدایی که داشتم
همه و همشون تو یه مورد خاص بهم بی اعتماد بودن و هستن .
خیلی خرین شما دخترا
که فرق شوخی کردن و لاس زدی و مخ زنی های این پسرای گوساله رو نمیتونین تشخیص بدین
اپیزود اول :
پروژه رو نشونش میدم
استاد : (هنوز نگاه نکرده) این که خیلی کمه … مشکل داره .. برو به سلامت .. برو بیرون
من : یعنی چی مشکل داره … گیر الکی برای چی میدیا
استاد : واسا تا پروژه این پسره که باهات اومده رو رد کنم بعد بهت میگم مشکلت چیه
(بیشرف اگه تعداد برگایه پروژم رو هم ۲۰ برابر میکردم اندازه اون نمیشد)
استاد : (پروژه طرف هی نشون میده) اقای گشمردی این کار کردی ؟
من : نه
استاد : انالیز در و پنجره نوشتی :
من : نه
بعد پروژه رو میگیره برگ میزنه و میگه این که خیلی کلی نوشتیش و مسلما خودت هم ننوشتی
میگم : استاد ما یه ۱۰ می خایما و مسلما هم این رو خودم ننوشتم .. با کمک بابام نوشتم (منظور یعنی همش بابام نوشته :دی )
استاد : مسلما ازت هم چیزی بپرسم بلد نیستی .. پس ارزش نداره وقت بزارم ازت سوال کنم
استاد : حالا چند می خای ؟
من : ترم اخرمه .. این هم اخرین درسمه .. یه ۱۰ می خام ![]()
استاد : برو بسلامت .. ببینم چی کار میتونم بکنم واست
(جلو اسمم مینویسه ضعیف)
اپیزود دوم( دعوا – فهش – کمیته انضباطی) :
با بچه ها نشستیم کف دانشگاه و منتظریم ببینیم کسی نمره پاسی میگیره یا نه

یهو داخل اتاق صدای فهش و فهش کاری بلند میشه و میبینیم نن جونه استاد رو کشونده وسط داره فهش میده
میریم تو کلاس همون لحظه رفیقمون جزوه میکوبه تو میز استاد
ای حال داد تا ۳۰ مین فقط داشتیم جدا میکردیم و به زور جلو دهنش میگرفتیم که این فهشا رو نده و …
نگهبانی میاد ماها رو از دانشکده بیرون میکنه
چند مین دیگه میشنویم که دوباره به زور رفته طرف استاد که بزنتش و نتونسته و دوباره فهش کاری
کمیته انضباطی و …
اپیزود سوم (اعلام نمره) : comming soon
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||