هر روز – سر کار – می نگریم
کوچولوهای دبستانی که میان بازی میکنن .
دختری که خسته راه میره .
پسر لباس مشکی پوش که طرفایی ۱۲ از مدرسه برمیگرده خونه .
مردی که صبح زود سگشو میاد دور میده .
پسر و دختری که تو اون کوچه قرار میزارن .
دختری ابی پوش که ۵ دقه بعد پسر مشکی پوش رد میشه .
و
امروز – سر کار – می نگریم
مثه همیشه… ولی نگران میشویم چون اون دختر ابی پوش امروز نیامد .